که تا آخر آخرت خیره شوم به لبخند متینت، مبهوت دندان های نگینت و تو واژه واژه حرف شوی و من مدهوش ادبیات وزینت ، مجذوب جنبش لبان رنگین و صدای گیرا و آهنگینت.
برچسب:
نویسنده: یوسف حبیبی
سراسر محصور در حصار و مسرور از این محاصره ی حادثم و نا مسرور از محصول.
مغشوش از نوشته ی مخدوشم یا مایوس از نثر مصدوم؟
مرا بهشت مقصود است.
آرام،زیبا،پاک،معطر
برای تو و من؛
که میترسیْدْم تو را نباشد مطلوب.
منصور
برچسب:
نویسنده: یوسف حبیبی